در انتظار یک "تو"
شد 8 روز. . . !
دیگر حرفت را با کسی نمیزنم. . .
دیگر هی نامت را بلند بر زبان نمیاورم. . .
جوری که همه خیال میکنند تورا به همین زودی فراموش کرده ام. . .
بقیه چه خوش خیالند. . .
من اینگونه راحت ترم. بگذار فکر کنند تنها آتشم تند و سوزان بوده و الآن خاموش شده . . .
بیخیال!
آنها نمیدانند که من هرشب تو را در آغوش میکشم و آسوده میخوابم.
که هر شب کلی با تو حرف میزنم. . .
چقدر به جفتمان خوش میگذرد. . .
حتی اگر خدا هم باور کند : یادم تو را فراموش. . .!
اما
من
باز
میگویم: عزیزم یادم!
[ ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۳:٤۸ ب.ظ ] [ الهام ]
[ نظرات () ]